تبلیغات
خواست سوپراستار شدن - Newcomers ep.5

Newcomers ep.5

پنجشنبه 3 آذر 1390 01:23 ب.ظ

نویسنده : Christina
ارسال شده در: Baby XTina ، Story ،

اینم پارت پنجم.نظر یادتون نره

بدو بدو ادامه مطلب...

اتاق ملی و وسایلش به رنگه مشکی بود

اتاق جولی به رنگ سبز مغز پسته ای بود

اتاق سارا به رنگ سفید وسیاه بود

اتاق جسی هم به رنگ صورتی خیلی خوشگل بود

واتاق تینا هم به رنگ شکلاتی!!!

خلاصه خونه چیده شد همه خسته رو هم خوابیده بودن که گوشیه ملی زنگ خورد

ملی: الو!سلام خوبی چه خبر

از این جور صحبت کردن ملی فهمیدیم یکی از بچه هایه تو.پی.امه

ملی: باشه باشه فعلا

جسی: ملی کی بود هان هان؟؟؟

ملی: مهلت بده قطع کنم چشم میگم

جسی: خب بگو دیگه

ملی: بچ...

تا ملی داشت کلمشو کامل میکرد سارا گفت: کی بود هان هان هان؟

جولی: اگه گوش میکردی میدیدی جسی هم پرسید

ملی: اَی بابا میخوام بگم تکیون گفت از وقتی شما رفتین ما کسل شدیم مخصوصا جونسو

تینا: خب؟؟؟

ملی: خب به جماله خستت دارن میان اینجا البته هنوز تمرین داشتن گفت یکیمون بره دنبالشون!!!

جسی: من...!!!من من

جولی: درد من من من انگار اینجا مدرسَس

تینا: هی سارا پاشو از اون ساندویچ خوشکلات که مهارت داری درست کن ببریم براشون

سارا: چشم تینا جون چند تا فقط؟

تینا: 5تا ماییم 6تا اونا البته برا اونا 1دونه کمه اونارو 12تا کن باما میشه 17 تا

ملی یه سوت زد وگفت: خسته میشه هاااااااا

جسی: از خداشه برا جونسو اشپزی کنه

تینا: جسی توهم بیکار نشین پاشو از اون ابمیوه توپات درست کن بدوووو

جسی: واقعااا؟ باشه

جولی: یادت رفت به من دستور بدی لیدر

تینا: تو میتونی زمینو دستشویی رو بسابی

جولی با اون جارویی که دستش بود دنباله تینا کرد

ملی: اَه چه حالی دارینااا بگیر بشینین

ملی داشت جیغو فریاد میکرد که یه متکا از بالایه پله ها خورد تو سرش اون هم بلند شد دنباله جولی وتینا کرد

جسی: نی نی کوچولو ها بسه غذا و نوشیدنی اماده شد بریم

همه گی رفتن به سمته سالن رقص 2pm داشتن رقص تمرین میکردن که تینا رفت وسطشون وشروع کرد به ادا در اوردنه حرکاتاشون

جونهو و وویونگ از خنده پخشه زمین شدن

تینا: اِ..یعنی اینقدر مهارت دارم؟؟؟ هَه هَه هَه هبسک

جسی تینا رو هل داد کنار و گفت: من خودم مایکل کریک میرقصم!!!

همه مردن از خنده!!!

ملی: استاد اون مایکل جکسونِ نه مایکل کریک

تینا: باهوش مایکا کریک بازیکنِ منچسترِ

جسی: اِ..خب چه فرقی داره مهم اینه تو هردوش مایکل هست فقط بلدین ذوقه منو کور کنین

جولی: خب حالا برقص ببینم!!!!!!!


جسی شروع کرد به رقصیدن اما رقصه پوسی کتو رقصید که همه قهقه زدن

ملی: نمردیم رقصه مایکل کریکِ پوسی هم دیدیم!!!

وویونگ از جسی حمایت کرد وگفت: همینشم ما نمیتونیم برقصیم عالی بود جسی

جسی که از خوشحالی جیغ میزد با صدایه بلند گفت: راست میگی اوپا؟؟؟

جونسو: چی؟ اوپااااااااااااا

وویونگ که گوشِشو گرفته بود گفت: اره بابا کَر شدم

جسی همچین شیرجه زد رو وویونگ که هردو پخشه زمین شدن

نیکون: از شیرجه ی جانانه ی شما سپاسگزاریم

تینا فوری بعدش گفت: ستاد روحیه دهی به عاشقان!!!

همه زدن زیر خند جونهو سی دیِ مایکلو گذاشت که تینا رفت جلو وشروع کرد به رقصیدن بعدش جونهو وارد شد همه داشتن اینارو نگاه میکردن که تینا اومد دسته جولی و چانسونگ هم کشید بعد کم کم همه اومدن جلو و تا یه ربعی رقصیدن که سارا گفت: اه مردم بسه دیگه

جونسو: آ...قربون زبونت اگه تو عمرت یبار درست حرف زدی الانه!!!

ملی: سارا همیشه سخنانه حکیمانه میزنه!!

جولی به فارسی گفت: بسه خفه شین

جسی: چشم چشم دو ابرو دماغو دهن یه گردو

تکیون: معلوم هست چی میگین به کره ای حرف بزنین ما هم بفهمیم

ملی: اَرسو!!!!

جولی: خب اون ساندویچ هارو بیار دیگه!!!

وویونگ: چی؟؟؟ ساندویچ؟؟با من شوخی نکنین من طاقت هر چیزی رو دارم جزء شوخی با شِمَکَم

چان: کجات؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وویونگ: اه ...چقدر سوال میپرسین از ادمه گشنه اینقدر سوال نمیکنن که شمکم یعنی شکمم

چان: اها بببببببله

سارا: ساندویچ هارو تقسیم کرد ولی به جونسو نرسید یعنی این سارایه پررو ساندویچشو قایم کرده بود تا اذیتش کنه

جونسو: زورتون به من رسیده؟؟ اه گشنمه!!!

رو به نیکون کرد و گفت: اه مامان به من ظلم میکنن

وویونگ: اینقدر گفتم اون ابروهاتو یه صفا بده که این با مامانش اشتباه نگیره به خرجت نرفت که نرفت حتما باید برات اصلاح کنون بگیریم؟؟؟

جونسو از زور گشنگی و ناراحتی رفت بیرون سارا هم دنبالش رفت!!!

سارا: جون....جونسو !!!!

جون: باز چیه؟

سارا بهش ساندویچ داد وگفت:  بیا اینو بخور

جون: همین مونده بود تو بهم لطف کنی

سارا: نه نه این سهمه توئه !قایم کرده بودم که یه ذره اذیتت کنم

جونسو: هی پابویا بازی بازی با ناموس ادم هم بازی؟

سارا: چی ناموس؟

جون: اره دیگه شکم از ناموس هم مهم ترِ زن اول شکمه

سارا: اِ..حالا بگیرش تا زنت سرد نشه برا تو همبرگر درست کردم اما برا اونا کالباسه!!!

جونسو:ایول به تو سارا

سارا!!!!!!!

-)بله؟؟؟؟؟؟

جون: مرسی و ببخشید

بعد سارا رو سفت بغل کرد

سارا: اگه میدونستم برا یه ساندویچ اینجوری میکنی برات پیتزا میاوردم....!!!

جون: سارا!!!!!!!!

-)بله؟

جون: میشه فردا باهم...باهم...

سارا که صبر نداشت گفت: باهم چی..؟ هان؟

همون موقعه چانسونگ اومد پیششون وگفت:

داداش بیا این سهمه منو تو بخور!!

جون: مرسی ولی این خانوم برام درسته کرد ولی قایم کرده بود تا انتقام اون سوسکَ رو بگیره

چان: اخ جون

جون: وا چرا تو خوشحالی؟

چان: اخه منم سهم مو میخورم گرسنم بود

چان برگشت تو و سارا منتظر حرف جون بود که...

جون: سارا میشه منو تو...منوتو

سارا: منوتو چی؟

دوباره چان اومد گفت: شما حرفتونو بزنین اومدم سُسَمو ازت بگیرم دستت جا موند بگو دیگه منو   تو چی؟

جونسو هل شد وگفت: شبکه منوتو هست ماهم سِرچ کردیم پیداش کردیم میخواستین بفرمایید شام ببینین حیف که رفتین

(چان رفت)

سارا: اهان باش

سارا داشت میرفت که جونسو دستشو گرفت وکشوند توبغلش  و اروم تو گوشش گفت فردا بامن قرار میذاری؟ دوست دارم

سارا نگاش کرد که جونسو اون رو بوسید!!!!





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 4 آذر 1390 03:04 ب.ظ