تبلیغات
خواست سوپراستار شدن - Newcomers ep.7

Newcomers ep.7

شنبه 5 آذر 1390 04:02 ب.ظ

نویسنده : Christina
ارسال شده در: Baby XTina ، Story ،
سلام بچه ها.خوبین؟اینم پارت هفتم.نظر یادتون نره

وویونگ: جس جون اون مربا رو بده

جسی:دستم بند بگو مسی جونت بهت بده

تینا: اخه مسی نمیتونه الان اسپانیاس

جسی:اِ..توهم خبر داشتی ؟ تو شریک دزدی یا رفیقه غافله؟

تینا: اگه رفیقه غافلش تویی که ترجیح میدم شریک دزد باشم

جسی عصبی شد وکله یه وویونگو کرد توسوپ

وویونگ: آی آی سوختم ولم کن بابا اون بهت دری وری میگه اون وقت تو کلمو میکنی تو سوپ؟

جسی: اره چون دوستمه نمیتونم بهش چیزی بگم ولی چون طرفه تورو گرفت بهتر کله یه توروبکونم تو سوپ

نیکون که از خنده قرمز شدِ بود گفت: وای وای دلم از خنده مُردم خدا بگم چی نشی جسیکا

تکیون: بابا گناه داره اذیتش نکنین خب بگین مسی کیه!!!

جسی: تومیدونی کیه؟

تکیون تا اومد بگه" با...

جونسو گفت: با تکیون هم رفیق بوده

جسی: محکم زد تو سَرِ وویونگ

وو: اِ ...باز چرا منو میزنی ؟

 جسی: خاک تو سرت که پس موندِیه دوستتو بر میداری

جونهو: نه اینطوریا نیس راستش "با....

دوباره جونسونذاشت حرفه جونهو تموم بشه که گفت: با جونهو هم بود

جسی اومد دوباره بزنه توسرِ وویونگ که وویونگ جا خالی داد و زبون درازی کرد وگفت: هه هه ایندفعه نتونستی

همون موقعه جونسو زد پسِ کله یه وویونگ

وو: اِ..داداش چرا میزنی؟

جونسو: هیس حقته چرا با مسی دوست شدی من جایه جسی جون زدم

چان که رئالی بود گفت:هه هه حقته حداقل به مسی جونت بگو وقتی میاد بیرون کفشِ پاشنه بلند بپوشه!!!!

وو: فعلا که ازش3تا خوردین تو بگو کاسیاس جونت 10سانت بپوشه که 3تا ازش خورد

جسیکا: تینا دیدی دیدی؟

تینا: چیرو؟

جسی: چانسونگ هم باهاش بود

جسی دوباره زد توسرِ وویونگ

وو: نمیذارن یه صبحونه کوفتمون کنیما هی یه فورت از چاییم میخورم جسی لطف میکنه میزنه پَسه کَلَم همش از دهنم میاد بیرون

نیکون که بنفش شد بودازخندِ، حینِ خندش گفت : نَ..بابا.. مس ..مسی که..

وویونگ نذاشت حرفه نیکون تموم بشه که گفت: بپا لال از دنیا نری خدا شفات بده

جونهو گفت: همه حرفاشون دروغه

جونسو اومد دوباره حرف بزنه اینبار جونهو نون روکرد توحلقش

جسی: یعنی چی؟

جونهو: مسی اولا پسرِ دوماً بازیکنِ بارساس سوماً ما تاحالا از نزدیک ندیدیمش

جسیکا: پس ازدواجو بوسو بغلو؟

وویونگ: هی خنگِ تو خوابم باتو بودم بعد مسی هم بود

جسی:واقعاااا؟

دوباره زد پسه کله یِ وویونگ

وو: باز چرا؟

جسی: ببخشید دستم هرز شد

جونسو یه نگاهی به سارا کرد و گفت:چه عجب خانومه مُخ سو

سارا: چی؟ مُخ سو یعنی چی؟

جونسو: یعنی من از دستِ تو مخم سوت میکشه مخففِ مخ سوتیه!!!!! اَرَسو؟؟؟؟؟

چان که خندید وگفت: داداش دلت میاد بهش بگی؟

تینا:نه منکه بودم دلم نمیومد به پسری که دوسش دارم بگم!!

جونسو که داشت چاییی میخورد یه دفعه پرید تو گلوش و گفت: چی؟ خب چه ربطی به حرفه من داشت هان؟

جولی که اعصابش نکشید به فارسی گفت: خودمونیما چقدر زِر میزنن

همه دخترا زدن زیر خنده که تکیون گفت: باز اینا کانال عوض کردن

ملی:گفت از دست شما دل درد گرفتم از بس خندیدم

جولی که اصلا به حرفاشون گوش نمیداد و حتی یکبار هم نخندید دوباره گفت: اره جونه عمت!!!!!
نیک: این دفعه چی گفت هان هان هان؟

ملی:گفت...گفت چیزه گفت شماها کار ندارین امروز؟

تا ملی اینو گفت جونسو یه چشم غره ای به سارا رفت و فوری گفت: چرا من دارم من باید برم یکی از دوستامو ببینم

چان: منم میام داداش

جونسو: اخه دوستایه قدیمیمه میخواهیم تنها باشیم

سارا: منم باید برم لباس اولین کنسرتمونو شفارش بدم

تینا: اونی منم میام

سارا: نمیخواد تو خونه باش منو جونسو تا یه جاهایی میبره

خلاصه اینا نتونستن تینا و چانو بپیچونن و مجبور شدن اونا رو هم ببرن (تو ماشین)

تینا:چند روز دیگه کنسرت داریم؟

 سارا: نمیدونم باید برم پیشه اقایه لی جانگ هی ازش بپرسم با چه گروه هایی کنسرت داریم وچی بپوشیم و....

چان: کی؟

تینا: لی جانگ هی

چان: باهوش فهمیدم اسمشو منظورمه اینه که کیه؟

سارا: مدیر فنیمونه

جونسو: هی وایه من راه افتادیناااا

(تو دفترِ کار)

سارا: خب حالا لباسامون چی؟

اقایه لی: ایناهاش عکسشون اینجاست

تینا و سارا رفتن جلو و عکسو دیدن

تینا سوت زد وگفت: چه جیگری بشیم ما!!!!!!
سارا: پوزِ گرز جنریشنو میزنیم

اقایه لی: چطورِ؟ اگه دلتون خواست کره ای حرف بزنین تا ماهم بفهمیم

تینا: عالیه

سارا: حالا کی هست؟ با کیا هستیم؟

لی:با گروه هایه دختر سیکرت و و اف ایس و گروه پسر دابل اس و شاینی وبیست کلا میشین 6تا گروه که شما اولین گروه میایین اجراء میکنین

تینا و سارا خشکشون زده بود تینا و سارا بدو بدو اومدن از دفتر بیرون که اقایه لی گفت: راستی با دابل اسی ها باید برنامه اجراء کنین اولش

سوار ماشین جونسو شدن تا مدتی هردوتاشون ساکت بودن تا اینکه جونسو گفت: چیشده چی گفت بهتون، دعواتون کرد؟

تینا به ارومی گفت میشه یه جایه خلوت نگه داری؟؟

جونسو رفت کنارِ یه پارکِ خیلی خیلی خلوت، وقتی پیاده شدن سارا دولا شد واز شیشه به جونسو و چان گفت: شماها پیاده نشین

چندمتر رفتن اون ورتر ودمه وسایل بازیا وایسادن وشروع کردن به جیغ زدن

سارا وتینا: اَ ...اَ اَ اَ اَ اَ اَ.........................

سارا: باورم نمیشه با دابل اس تو یه کنسرت؟

تینا: اولش باید برنامه اجراء کنیم؟؟؟

دوبار جیغ زدن، انچنان صدایه جیغشون بلند بود که کبوترا از زمین بلند شدند ، شروع کردن به رقصیدن

تینا: بری باخ ای بری باخ بری باخ ای بری باخ بریباخ ای بری باخ بریباخ گولو گولو تومانه بالام وای گلوم وای سکینه دای گیزی نای نای

سارا: بارون بارون بارونَ هی دستتو بده دستم چشم انتظارم هی گل باغه میتو گله باغه میتو چشه چراغه میتو امشو اول شب بهارس موقعه گشتو زار است حالا بیا اهان اهان

تینا: بیا حالا همسر من!

سارا: هی

تینا: تاجه سرمن!!

سارا: هی

تینا: باشه الهی سایت همیشه بالا سر من هی جیگر من هی بالو پر من هی

سارا:ای جان لباشو قرِ کمرو اداشو هیچ جا نمیرم خودمو بهت میبیندم ای وای نگاشو اِشو و خندهاشو

تینا:1-2-3-4خانوم ردبولو خوردین بال در اوردین؟ چرا ساکتی نفس نمیکشی خب نکنه که مردی بینم  شما هنوزاکبندی نکنه مُقیمه تایلندی چقدر چهرت شکسته شده نکنه شما هم کارمندین چشاتون مثله گُربس تو خیلی خوب میبینه دوردستو میخوای بامن همکاربشی خب کار از من پول از تو خانوم شما اگه یه شرکت دارین ماهم یه هتل تو شمشک داریم یه موقعه سوئیت خواستین به شما میدم با قیمت پایین شما3 روز غیبت دارین ولی بخدا ما غیرت داریم اخه تنها تو داف نیستی هجده هزارو ششصدتایین رد بولو خوردیم.....

سارا شروع کرد که بخونه دید چان وجونسو دارن هاجو واج نگاهشون میکنن /البته چان داشت فیلم میگرفت ازشون......

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 5 آذر 1390 04:07 ب.ظ