تبلیغات
خواست سوپراستار شدن - what is jmst?

what is jmst?

شنبه 28 آبان 1390 04:18 ب.ظ

نویسنده : Juli
ارسال شده در: Memory ، Leader Juli ، Center Sra ، Baby XTina ، Need Meli ، Older Jessi ،
واسه اینکه بفهمین jmst چیه برین ادامه
http://myup.ir/images/35819637261078452234.jpg
سال پیش که سوم راهنمایی بودیم،اولین روز مدرسه ها بود که بچه ها شاکی از این که برنامه ی هفتگی و این که تو کدوم کلاس افتادن به دم خونشون نرسیده بود تو حیاط داد میزدن
منم که مث همیشه از بدشانسی از همونا بودم که به در خونمون فرستاده نشده بود
اعلام شد که برنامه هفتگی به همه داده میشه و این که تو کدوم کلاسیم رو روی برد نصب میکنن ما هم میریم میبینیم
دوست صمیمی ام که پارسالش تو یه کلاس نبودیم میگف:وااااااااای جولی بدو ببین سه ی دو ای یا نه
سه یه دو یعنی کلاس ملی،تینا،جس و سارا.در اصل کلاس دورافتاده ای که کسی محل نمیداد:D
همه دور برد جمع بودن که گفتم:بیخی بزا خلوت شه میرم میبینم
ملی:چه ریلکسههههههه،بابا برو ببین دیگه
_از رو کله ی تو ببینم؟!نمیبینی همه جمعن هیچی معلوم نی؟؟؟!
سارا:ماشالا کوتوله نیستی که
ملی:راس میگه دیگه.اصلا لازم نیس به خودت زحمت بدی؛یه کم سرو ببری بالا میبینی
برگشتم یه نگا انداختم و دیدم میتونم از همونجا ببینم.یه کم دقت کردم دیدم نوشته اسامی کلاس سه ی دو:
1...
2...
3.جولی
4....
تاااااااااااا
20.سارا
25.ملی
ملی و سارا جیغو داد:چیشد؟با ما نیستی نه؟
سارا:میدونستم.این درویش بیشعور (ناظم) گفته بود اگه بهتون انضباطم بدم جداتون میکنم.حالا چیکار کنیم؟چیکار؟چیکار؟(که الان به جای چیکار میگه اتوکه اتوکه اتوکه:D
داشتن مخمو میخوردن که یهو یه دختر پررو (سحر) که هممون متنفر بودیم گف:تو سه ی دویی؟
_آره
سحر:اِ؟پس تو کلاس منی
_نه.
سحر:چرا دیگه مگه شما تو کلاس ما نیفتادین؟
_نه تو تو کلاس ما افتادی
سارا و مل زدن زیر خنده و اونم با 5تا اسکل مث خودش که حرص درمی آوردن و نخود بودن رفتن.که متاسفانه همه تو کلاس ما
تو کلاس.تینا:آقا من اینجا بشینم حال اینارو ندارم
مل:بشین
_دلم واسه مهتاب تنگ شده
مل:آره یادش به خیر
_دوست صمیمی مون بود
مل:حیف من پارسال باهاتون نبودم
بعد از چند روز
_بجه هاااااااااااااا.من یه فیلم کره ای دیدم عاشق شدم
سارا:منم میخوام
مل و من همدیگرو نیگا کردیم زدیم زیر خنده
سارا:چیه؟
_هیچی تو عقب نمونی از چیزی یه موقع
سارا:اِاِاِاِاِاِاِ
خلاصه بعد از کلی ما با یکی که کره ای هارو سه سال بود میشناخت و تو کلاس ما بود دوس شدیم
بعد از هزاران بدبختو زحمت به سارای بابو 13تای سوجو رو یاد دادیم
وقتی همه ی این اتفاقات داش میفتاد تینا هم پیش ما بود و با همه آشنا شد؛سریع اسم همرو حفظ کرد و اولین و تنها عشقش کیم هیونگ جون شد
ما که کل عمرمون درس گوش نمیدادیم یه بار هم اومدیم گوش بدیم تینا نامه داد:
بچه ها این هیونگه عشقـــــــــــــــــــــــــــم:x:-*!
http://myup.ir/images/67715077824445138469.jpg
ما هم که منتظر بودیم یه چیزی حواسمونو پرت کنه از گوش دادن دس بکشیم
من شروع کردم
وشد این:
http://myup.ir/images/43499763313743245919.jpg
بعد به ذهنم رسید چرا همش داریم اینارو میکشیم؟از خودمونم کشیدم:
http://myup.ir/images/35819637261078452234.jpg
واین 2تا عکس عکسایی بودن که اگه تو یه صفه از دقتر یا کتابامون دیده نمیشد همه تعجب میکردن!:
http://myup.ir/images/87033106161979338880.jpg

بعد از مدتها.سر کلاس بودیم که با خودم گفتم منم میخوام مث سکرت و تو انی وان و بقیه گروه باشم و چه بهتر با 4تا دوستای خوبم
کلی سر اسم گروه بحث شد،اونم سرکلاس توسط نامه!چه نامه هایی که کولانی فسیل و کیایی خیپ و خوبانی چپول از ما نگرفتن!یادم میفته آب میشم:Dاین تینای پررو یکی از نامه هارو رف از لای دفتر نمره ی معلم برداش!اونم چه معلم سگی:D
خلاصه این jmst که تو اسم وب هستو عنوان این پسته میباشد:J.M.S.T که اسم گروه ماست و معنیشو نمیگم:Dآخه قراره راز بمونه اگه تونستیم تو آرزوهامون موفق شیم بگیم
شاید خیلی راحت از کنارش رد شین و بگین بروبابا،ولی واقعا خیلی پارسال عالی بود
مت تونستیم در عرض 9 ماه تحصیل خیلی خیلی صمیمی شیم.همه فک میکنن از دبستان با همیم و وقتی میفهمن یه ساله از تعجب میمیرن:D
من هیچ وقت کلاس ترد شده ی سه ی دو رو فراموش نمیکنم که یه خرابه توی گوشه ای از حیاط مدرسه بود
کلاس ما یه خرابه بود.با اینکه همه ی کلاسا تو ساخنتمون بود ما تنها کلاسی بودیم که اونجا بودیم و هر غلطی میکردیم هیشکی نمیفهمید
بارونای بهار و برفای زمستون و که عمرا فراموش کنم.انقد سرد بود حد نداش.به جز سرد بودنش آب از در می اومد تو و من و بکس یخ میزدیم چون ما ته بودیم
با پست های بعدی بیشتر با j.m.s.t آشنا خواهید شد




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 4 آذر 1390 03:13 ب.ظ