تبلیغات
خواست سوپراستار شدن - Newcomers ep.12_13

Newcomers ep.12_13

چهارشنبه 16 آذر 1390 03:12 ب.ظ

نویسنده : Christina
ارسال شده در: Baby XTina ، Story ،

اینم بعدیش.نظر ییادتون نره..

 جسی:تینا تو که کر نبودی من گفتم وویونگ!!!

تکیون که داشت اب میریخت تو لیوان با خونسردی گفت: به ما چه حالا خوش گذشت؟

تینا:اخه کارِ خاصی نکردیم که ....

وویونگ: شیطونه میگه برم هَپی توگِدر به سوزی شکلا....

جسی نذاشت حرفِ وو تموم بشه که با یه قیافه یِ غضب ناکی گفت: به سوزی شکلات چی؟؟؟؟؟؟؟؟

وو: هیچی بهش شکلات ندم ضایع بشه چرا اونجوری نگاه میکنی بخدا راست میگم!!

جونسو: ولش کن جسی جون شلوارش خیس شد!!!
همه زدن زیرِ خندِ که پارک جین یانگ با یه باکس نوشیدنی اومد داخل

جین یانگ: چیه تا منو دیدین مودب شدین خندِ ها قطع شد

تکیون: نه رئیس اینطوریا نیست....

جین یانگ: رئیس باباتِ من جین یانگم

نیکون: بله ...بفرما شام جین یانگ

جین: پ نه پ نیام با دو گروهِ معروفم شام بخورم؟

وویونگ که شبیه علامت تعجب شده بود گفت

وویونگ: جان....؟ دو گروهِ معروف؟ اما میس ایا اینجا نیستنا!!!!!!

جین: مگه کوری دارم میبینم

وو: پس اینا که تازِه واردن به کیا جزء ما گفتی معروف؟؟

جین: به گروه تازِه واردِ معروفم گروه جی.ام.اس.تیم

چان: اخه چه طور ممکنه؟ ما خودمونو جر دادیم  تازه بعد چند سال معروف شدیم اما اینا....

جین: اره میدونم اینا دلایل خودشونو دارن

وو: چی؟ چیه دلایلشون؟

جین: اولیش اینکه همه شون خوشکلن دومیش اینه تو کنسرتِ اولشون گل کاشتن

وو: ما هم گل کاشتیم

جونهو: اهان کی بود جلو همه  از پله ها داشت میرفت بالا خورد زمین و لیز خورد تا جلوی استیج بچه ها؟؟؟

نیک: فکر کنم وو....

وویونگ نذاشت حرفِ نیک تموم بشه که گفت: بدبخت اون تکنیک بود تا دخترا حال کنن

جین یانگ: اَه...از صدتا دختر پر چونه ترین داشتم حرف میزدم میپری تو حرفَمااا سری دیگه نجاتت نمیدم تا غرق بشی

سومیش اینه که رقصاشون عالیه و روی همه گروه های دختر رو بردن

چهارمیش اینه که با دابل اس رابطه زیاد دارن

وو: اخیش خوبه به 5تا نرسید

جین: میرسه ایناهاش تو این اطلاعیه نوشته

چان خوند: کیم هیونگ جون از دابل اس فایو او وان دخترِ ایدِالشو کریستینا یانگس جی.ام.اس.تی  معرفی کرد

همه برگشتن یه نگاهی به تینا کردن، تینا که داشت تند تند غذاهارو میخورد گفت: بخدا سهمه ملی رو فقط خوردم همین!

سارا تینا رو بغل کرد و گفت: شنیدی؟ داداشمو؟

چان برگه رو مچاله کرد و بلند شد رفت جسی هم صندلی رو هل داد کنار و رفت

وویونگ گفت: هی وای کی ؟تینای خودمون؟

جین یانگ تینارو بغل کرد و گفت: اره خودشِ این خبر تو رسانا ها مثل بمب ترکید

جونهو: وویونگ فکر کنم خبر دوستیه تو و جسی تو نارساناها یه جرقه ای کنه

وو: خوش مزه!!! چایی شیرین!!! نمکدون

تینا که متعجب بود گفت: کی من؟

چان با عصبانیت اومد و گفت : نه من!!! من میرم یه هوایی بخورم فعلا......

جین: چِش شده این؟

جونهو:عاش...

جین: اره فهمیدم اشغال شد....

وویونگ یه قهقه ای زد گفت: نوشیدنیا برا چیه؟

جین: برا جشنِ تینا و گروهشون

همه نوشیدنی خوردن وتا صبح رقصیدن البته جزء جسی و چان

بلاخره بعد از چندساعت همه خوابشون برد تکیون رو جونسو ،

 جونسو رو وویونگ پایه وویونگ تو حلقه نیکون فقط جونهو بیدار بود و چان هم بیرون بود

تینا رفت بغل جونهو نشست و گفت: خب فردا ساعت چند بریم پیش...

جونهو: اسمش لی سول هی بود

تینا: حتما فردا سول خیلی خوشحال میشه ببینتت

جونهو: قبلنا که میشد بازم مرسی فردا صبح میام دنبالت

تینا: باشه چان چرا نیومد خیلی نگرانشم

جونهو: بخاطر اون خبر خیلی ناراحت شد اخه نا امید شد

تینا: چرا ناامید؟

جونهو: دوستت داره

تینا : کی منو؟؟؟چرا امروز خبرای شوکه کننده به من میرسه؟

جونهو: یعنی تو نمیدونستی؟

تینا: نه منم داشتم بهش علاقه مند میشدم که جلوی خودمو گرفتم و به خودم گفتم اون تو این فکرا نیست و سونا رو دوست داره

همون موقعه ملی اومد وگفت:هوی تینا چی میگین؟

تینا: هیچی هیچی داشتم درباره رقص اهنگمون حرف میزدم

ملی: بیا بریم پیشِ جسیکا تا لهت نکردم!!!!!

تینا: حالا چرا خشونت؟ اومدم بابا

(تواتاقِ جونسو)

جولی:اَه بس کن جسی لیدرت که نمرده اینقدر زار میزنی!!

جسی:اخ اگه تو میمردی که من اینقدر گریه نمیکردم

جول: کثافت!!! حقته بمیر......

تینا: الهی سارا برات پر پر بشه چیشده؟

جسی: تینا بمیری چه جوری دورش زدی؟

تینا:کی رو؟

جسی: بابامو!!!!!!

تینا: ای بابا  ،بابای توهم....چرا امشب خبر شوکه کننده اینقدر به من میرسه؟

جسی: ملی بگو خفه بشه وگرنه لنگ سارا رو میکنم تو حلقه جولی

ملی:آی کیو منظورش هیونگه!

تینا:اهان خب به ادم بگین شوکه نشم نیدونم

تینا یه چشمکی به ملی زد و گفت: لابد همون موقعه که بوسیدمش......

جسی: چی؟ بوسیدیش؟؟؟ میکشمت...نه اصلا زند به گورت میکنم

بعد با متکا دنبالش کرد

وویونگ: یا جی.وای.پی چیشد؟

جین:چیه ؟ کی کارم داره؟

تینا که داشت همین جوری هی میدوئید گفت: وویونگ بیا بگیرش

وو: نه قربونت من نه حال دارم نه جون کتکاشو نوش جانت تینا جون بخور مزشو به اینا بگو که اون سری منومیزد شماها میخندیدین

جونسو جوراباشو کرد تو حلقِ وویونگ و گفت: مردشعور خودت و دوست دخترتو ببرن که نمیذارین بخوابم

وو چشاشو مالوند و جورابو دراورد و گفت: صبر کن صبر کن چیشد چیشد

جسی که فکر کرد وویونگ میخواد طرفداریشو کنه جلو جونسو به وویونگ گفت:ایول

وو:ایولو درد تو چرا ناراحتی؟ تو چرا دنباله تینا میکنی؟

جسی: چیز..چیز..

تینا:اخیش خسته شدمااا حقته بخاطرِ هیونگ اوپپپپپپپپپاس!

جسی متکارو پرت کرد تو سرِ تینا و گفت:دردو اوپا

وویونگ افتاد رو جونسو و اونو بوس کرد

جونسو که داشت زیر وویونگ دستو پا میزد وویونگ انداخت کنار و گفت: بمیری خفه شدم

وویونگ:ببخشید عزیزم!!!

جسی: چی ؟عزیزم؟

وویونگ: مگه نمیدونستی من گی ام؟

جسی گریش دوبرابر شد

وو: خوشت اومد ببین چه کیفی داره؟ من گفتم گی ام تو داری اینجوری میکنی اما منکه دارم میبینم داری برا هیونگ بچهِ

با دوستت دعوا میکنی ببین چه حالی دارم

جسی: الهی بمیرم ببخشید...من تورو بیشتر دوستدارم

وویونگ: نوچ تا جلوی همه نگی اوپا ببخشید و لپمو بوس نکنی و به همه رسانا ها نگی من دوست پسرتم اشتی نمیکنم

جسی:پرروووووووووووووووو

جسی چشاشو مثله زنه شرک فیونا کرد و گفت: اوپا ببخشید

و رفت لپشو بوس کرد

وو:یواش یواش کبود شد خواب از سرم پرید بابا!!! موند قضیه رساناها که بمونه برا فردا

در باز شد و چان اومد تو

نیک: به قوله خودت باد امدو بوی انبه امد

جونسورو به نیکون کرد و گفت: فکر کردم خوابی

تکیون: مگه میشه بااین کتک کاریا خوابید؟

چان: کتک کاری کی با کی؟

جسی: منو تینا

چان خیلی ناامیدانه گفت:اهان باش

بچه هایه جی.ام.اس.تی رفتن خونه یِ خودشون

 

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 16 آذر 1390 03:19 ب.ظ