تبلیغات
خواست سوپراستار شدن - Newcomers ep.14

Newcomers ep.14

شنبه 16 اردیبهشت 1391 02:07 ب.ظ

نویسنده : Christina
سلام بکس گل و گلاب.دلم واستون خیلی تنگ شده بود.با پارت جدید داستانم اومدم.ببخشید دیر شد.امیدوارم خوشتون بیاد ^^

 صبح

سارا:کجا با این عجله با هیونگ قرار داری؟

تینا:نه بابا خب شد گفتی هیونگ امشب کنسرتشونه اومدم اماده باشه هر کی میاد بای

(تو خیابون)

جونهو: چه عجب خانومه مادمازل اماده شدن

تینا: ببخشید خواب موندم خیلی وقت وایسادی؟

جونهو:نه انقدر که این چنار هم قدم شد

تینا یه نگاهی به دورو ورِ جونهو کرد و گفت: کدوم چنار؟

جونهو خندید و سوار ماشین شدن

تینا: حالا کجا میشه پیداش کرد سول رو؟

جونهو:همیشه این موقعه ها میرفت کافی شاپ دمه خونشون

تینا: باشه بریم

بعداز یه ربع الافی تو ترافیک رسیدن

جونهو: ایناهاش پیاده شو دیگه

تینا: نه بهترِ تنها بری هم فکر بدی نمیکنه هم تنها باشین بهتره.

جونهو:باشه

تینا:منتظرم

جونهو رفت تو.................................................

بعداز یه نیم ساعت عصبانی اومد بیرون و بدون توجه به تینا با دوئیدن رفت.

تینا:جونهو....جونهو....!!

تینا باخودش گفت :اخه چیشده چرا اینقدر حالش بد بود؟

ماشینو قفل کرد و کیفشو برداشت و راه افتاد بگرده دنبال جونهو.

همه جارو گشت اما پیداش نکرد که نکرد اخر ناامید و گریان رفت کنارِ یه رودی رویه سنگی نشست و شروع کرد به هِق هق گریه کردن و با خودش میگفت:

تو غلط کردی با پسر مردم اینکارو کردی اینم نظر بود خاک بر سرِ بی لیاقتت کنن به توچه نخودِ آش هویج چغندر

_ تینا بس کن به تو ربطی نداشت

تینا: بیا انقدر بچه مردمو اذیت کردی حالا هم خیالاتی شدی داری صداشو میشنوی خاک تو سرت خاکا خاک

_خب برگرد ببین خیالات نیست

تینا:خاک داره تو خیالت بهت فرمون میدِه ای بابا

جونهو: خب برنگرد من رفتم

تینا سرشو برگردوند دید جونهو داره میرِه

تینا اشکاشو پاک کرد و گفت :صبرکن

-متاسفم تقصیر من شد خیلی متاسفم

و شروع کرد به گریه کردن

جونهو بغلش کرد و گفت:بجای اینکه تو منو اروم کنی من تورو دارم اروم میکنم

تینا:ببخشید

هردو تکیه دادن به نردِه ها

تینا:باهاش حرف زدی؟

جونهو: نه!

تینا: پس نبود؟

جونهو: نه!

تینا: خوبی؟

جونهو: نه!

تینا: کلمه دیگه ای بلد نیستی بگی؟ پس چرا داغون بودی؟

جونهو: هم اون بود هم دوست پسرش

تینا:چی؟؟؟؟؟؟دوست پسرش؟؟ شاید دوست معمولیش شاید گارسن بوده

جونهو: توبا دوستِ معمولیت ویا گارسنِ تو کافی شاپ همدیگرو میبوسید؟

تینا که زبونش بند اومده بود گفت:چ...چی؟ متاسفم

جونهو:همیشه باهم میرفتیم اون کافی شاپ و بعدش میومدیم اینجا

تینا: میفهمم چقدر برات دردناکه

جونهو:نه نمیفهمی

تینا: سرِ خودمم این بلا اومده میدونم میفهمم  خیلی سخته

جونهو: چرا چیزی قبلا نگفتی؟

تینا:برا چی بگم؟

جونهو: تعریف کن

تینا:داستان خاصی نداره مثله داستانه توئه ولی تنها فرقش اینه اون اومد با صمیمی ترین دوستم دوست شد

جونهو: چه دردناک چیکار کردی؟

تینا: هیچی هروقت باهم میدیدمشون تو خودم هزاربار میشکستم ولی مجبور بودم بخندم تا کسی نفهمه هنوزم دوسش دارم

جونهو زل زد به روبه روش و چشاش پراز اشک شد تینا برگشت تا پشته سرشو ببینه جونهو نذاشت و گفت: تکون نخور خواهش میکنم

اونوقت پیشونیه تینارو بوس کرد و نزدیک صورتش شد تا ادای بوسو دربیاره جونهو همون جوری نزدیک میشد گفت:ببخشید ولی سول با اون پسر پشت سرته و منو سول دید مجبورم این کارو بکنم

                       ******************

جولی:چیه  چیزی شده چرا خفه ای؟

تینا: بسه پاشید کنسرت یه یه ربع دیگه شروع میشه بریم؟
جسی: تینا این لباسِ خوبه بپوشم؟

تینا یه نگاهی کرد و گفت: این چیه شبیه لُنگ پارسه

جسی:ا...بی ذوق مُده از اینا، جولی خوبه

جولی:به جون جسی یه یقرونی ندارم که بهت بدم

جسی: وا کی پول خواست میگم خوبه؟

تینا:اسی گلِ رنگی منظورش اینه شبیه گداهای هلندشدی

جسی:وا؟ خب بگین در بیار چرا ادامو خرد میکنی؟

جولی:خودت داری میگی ادم؟ تو ادمی؟؟؟تو حیوونی !

ملی:البته دوراز جونه حیوون!!!

جسی:دارم براتون خِشگل

سارا از پله ها پرید پشته سر ملی و تینا و پخ کرد

ملی از ترس غش کرد اما تینا بی تفاوت برگشت نگاهش کرد

جولی:ای بمیری بچه مردمو کشت    ملی.....ملینا.....

پاشو خبرت اب قند بیار

سارا:ت...تینا تو چرا هیچیت نشد؟

تینا:حوصله ندارم برو اب قند بیار

جسی:صبرکن من بلدم به هوشش بیارم

رفت جلو و یه تو کوشی محکم زد تو صورتِ ملینا

ملینا ازدرد به هوش اومد

ملی:چیشده ؟چرا همه دورِ من جمعین؟چرا برق منو گرفت؟

سارا که داشت اب قندِ ملی میخورد گفت: هیچی من پخ کردم بیهوش شدی جسی چَک زد تو گوشت بهوش اومدی

ملی: اهان...یادم اومد الهی بمیری من نمیدونم تو مغزت چیه به جای مغز کچه کچ

جولی:باکدومشونی؟

ملی:شامل هردو میشه

تینا:بریم دیر شد

(تو کنسرت)

جولی: بسه کجا میری بیا اینجا بشین

تینا: بهمون جایگاه ویژه دادن

ملی خندید و گفت: مگه فوتباله

تینا:هه هه زهر مار مگه شوخی دارم؟

ملی:خب نه

یهو صدایه جیغ اومد تینا فکرکرد ساراِ برگشت که بگه خفه ش.... دید چندتا دختر پسر اومدن ازشون امضاء و عکس بگیرن جسی  با خنده گفت:بدین من امضاء بدم

-نه مرسی من از لیدر میخوام امضاء بگیرم

جسی:تو بده!

-نه از رپر و وپِ گروه میخوام امضاء

جسی:اقا پسر خوشگل امضاء بدم؟

-نه ممنون من از یانگستون میخوام

جسی موهانشو صاف کرد و گفت:به درک!!!!

___به من امضاء میدین

جسی با لبخند برگشت گفت:البته عزی....

دید که تینا و جولین گفت: درد گمشین

-یه امضاء بده!

جسی: گم...

برگشت دید چندتا دختر و پسرن

: چشم عزیزم بیاین جلو

__خوب معرو ف شدینا!!

برگشتن که دیدن دابل اسیا هستن

جولی:چطور ممکنه ؟ شما الان باید...

هیون: اره اومدیم از این ور بریم که دیدیم شلوغه که جونگ مین گفت شماها اونجایین

ملینا:اره داشتیم سرجا بحث میکردیم

جسی:پس بقیه تون کوش

هیون:اونا یورمنن و الان اجراء دارن

جونگ مین: منظر هیون یور وومنه

سارا:پس بریم ببینیم

جونگ مین:اخه کجاش دیدن داره انگار ناخن میکشن تو تخته سیاه با اون خوندنشون تینا پکری؟

تینا: هیچی دلت میاد بگی خیلی صداهاتونو دوست دارم

هیون:باشه بریم

 اهنگ اول شروع شد اهنگ اولشون یور من بود دومی بیکاز ایم استوپید بود تینا زار زار گریه میکرد

مین:تینا معلومه چشه؟

جولی: نه از بعدازظهر اینطوریه و اینم میدونم این اهنگو خیلی دوست داره

هیون: جونگ مین کم حرف بزن بریم الان 5نفر میشه

مین:بچه ها فعلا

رفتن بالایه استیج و لاو لایک دیس و لاویارو رقصیدن

(بعدِ کنسرت)

هیونگ:سلام چه عجب نه یه زنگی نه یه اسی

جسی: گرفتار اهنگ جدیدمون هستیم

هیونگ:تینا تو دیشب خواستی یه چیزی بگی اما گفتی بعدا میگی الان میگی؟

تینا:هیچی میخواستم بگم میشه هر وقت دلم گرفت برام بیکاز ایم استوپید بخونین؟

یونگ:البته افتخاره برا ما!!!

ملی:ممنون این تینا عاشقه این اهنگتونه

جونگ مین: معلوم بود اینقدرگریه کرد

تینا خجالت کشید و گفت:من برم دستشویی

جونگمین: صبرکن هیونگم دستشویی داره

هیونگ:اِچرا خالی میبندی؟

مین:خاک تو سرت کنن نه نداره برو!

هیون :شام خوردین؟

سارا:نه

کیو:افتخار که میدین؟

جسی:البته

اونا بعداز کلی خنده و خوردن شام به خونه هاشون رفتن.

 

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -