تبلیغات
خواست سوپراستار شدن - Newcomers ep.15

Newcomers ep.15

چهارشنبه 17 خرداد 1391 05:51 ب.ظ

نویسنده : Christina
ارسال شده در: Story ، Older Jessi ، Need Meli ، Baby XTina ، Center Sra ، Leader Juli ،
سلام دوستای گلم ^^ خوفین؟ اینم پارت جدید امیدوارم خوشتون بیاد ^^

 فردا صبح)

جسی: الو؟

-چی؟ اهان باشه باش

ملی: میدونم وویونگ بود چی میگفت؟

جسی: هیچی گفت عصری با میس ای و ما باید بریم استار کینگ

جولی: باش

تینا یه خمیازه ای کشید گفت: صبحونه...صبحونه چیداریم؟

ملی: بره ی ناقلا داریم

تینا: با چشمه بسته نشست پشت میز و گفت: بده خوابم میاد

جولی: جسی پاشو نودل درست کن

تینا که سرشو رو میز ناهار خوری گذاشته بود گفت: سارا کو؟

جولی: خوابه

تینا: ساعت چنده؟

ملی: 8

تینا: چند؟ چرا زود تر بیدارم نکردین؟

ملی: اوووو یه ساعته داریم صدات میکنیم تو بلند نمیشی

تینا بلند شد رفت اماده شد و رفت بیرون

جسی: کجا به سلامتی؟

تینا: با هیونگ قرار دارم

جولی: چرا میپرسی که این حرفو تحویلت بده؟ داری میبینی لباساش ورزشیه باز بپرس خب؟

                *********************

(تو خونه یِ تو.پی.ام)

تکیون: اماده اید ؟ یه ساعت میس ایی ها منتظرموننا تازه باید دنباله جی.ام.اس.تیا هم بریم

همینطور که وو اماده میشد گفت: واندر گرزیا نمیان؟

نیک: نه برنامه دارن

جونسو: چان بدو مردی تو دستشویی؟

چان: من نمیام حال ندارم

جونسو: به درک جونهو کو؟

تک: یه ساعته اماده پایینه

وویونگ روبه سوزی گفت: میسیز سوشیه منو نیاوردین؟

سوزی: نه شرمنده

جونسو: ببین مثله من باش اگه به جسی نگفتم تا آقِت کنه!!!

وو:  بابا مزاح بود ای بابا

نیک: بسه بدوئید تو اسانسور چان مطمئینی که نمیای؟

چان: بله بله بله

نیک: باشه مارفتیم خرابکاری نکنیاااااا

همه سوار ماشین شدن و دمه خونه جی.ام.اس.تیا وایسادن

صدای زنگ تند تند به صدا دراومد

جسی: هووووو بسه سوخت

وو: بدوئید دیگه

جسی یه نگاهی به وویونگ کرد و گفت: تو هُلی؟

وو: اصلا چطور؟

جسی: پس دستتو از رویه زنگ بردار

وو: اخ ببخشید

همه دخترا رفتن بیرون

جولی : اخ ببخشید که دیر شد!!

نیکون: فدای سرت

همه سوارِ ماشینا شدند و دم در شبکه پیاده شدن

فی: ساعت چنده؟

سارا: 6

همون موقعه گوشیه جونسو زنگ خورد

__وای ببخشین جین یانگ یادم رفت بیارم میرم که بیارم باشه بای

جونهو: رئیس چی میگفت؟

جونسو: هیچی لباساشو میخواست تو خونه جا گذاشتم

جونهو:عیب نداره من میرم بیارم

تینا: منم میام که اگه دیر رسیدیم بگیم  تمرین داشتیم

بعداز نیم ساعت تینا و جونهو رسیدن

جونهو در اتاقو باز کرد

تینا: میخوای من برم بیارم کفشات بندیه؟

جونهو: ممنون

تینا رفت تو اما هرچی جونهو صداش زد برنگشت جونهورفت داخل دید جلو دهنشو گرفته وداره گریه میکنه تا جونهو رو دید اشکاشو پاک کرد و گفت:آخ..آخ ...یه چیزی رفت تو چشام

جونهو:برو صورتتوبشور لباسو بر نداشتی؟

تینا: نه پیدا نکردم

جونهو رفت درِ اتاقو باز کرد گفت :اینجاس....

نتونس حرفشوتموم بکنه که دید چانسونگ با سونا..

چان:سونبه....

جونهو:ببخشین بد موقع اومدم ،اومدم لباس رئیسو ببرم اما چون تینا پیداش نکرد گفتم شاید اینجاس

چان:ت.....تی..تینا؟

چان چشمش به تینا افتاد

سونا: سلام جونهو سونبه اِسلام تو همون دختر نیستی اون شب تو کنسرت....

تینا:چ...چرا

سونا: خوشبختم من...

تینا:میدونم جونهو من میرم تو ماشین تو بیا

جونهو:بازم ببخشید ایناهاش لباسای رئیس

من رفتم

جونهو و تینا سوار ماشین شدن

گوشیه تینا زنگ خورد: الو؟ بله ! بله اوردیم تو راهیم

جونهو: کی بود؟

تینا: رئیس بود گفت بودوئید 3 دقیقه دیگه برنامه شروع میشه

جونهو: تینا ببخشید تقصیر من  شد تو رفتی تو، ناراحتی؟

تینا: نه بابا این چه حرفیه خوشحالم که با هم اشتی کردن

جونهو:نمیدونم چرا ولی چان اصلا اونو دوست نداره

تینا: میشه دیگه حرفشو نزنی؟

جونهو:چشم

جونهو که با سرعت رانندگی میکرد 1دقیقه ای رسیدن

جین: کوشین پس سریع شماها برین تو بچه ها توئن

تینا و جونهو رفتن تو

 

 

            

      

 

 

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -