تبلیغات
خواست سوپراستار شدن - Newcomers ep.2

Newcomers ep.2

سه شنبه 1 آذر 1390 03:12 ب.ظ

نویسنده : Melina
ارسال شده در: Baby XTina ، Story ،

سلام بچه ها.اینم پارت دوم داستان.ازتون ممنوم که نظر دادین و خوشحالم که خوشتون اومدهراستی صبا جونم من بیوگرافی خودمون رو گذاشتم.دیگه فقط میمونه بیوگرافی 2پی ام.اگه میخوای بگو واست میذارم.هرکسی رو هم که نشناختی بازم بگو واست میذارم

خوب دیگه بپرین ادامه مطلب....

من که سرمو گرفته بودم و جولی پاشو وقتی بهم نگاه کردیم بدون توجه به خونریزیمون همدیگر رو بغل کردیم

تا اینکه جونهو گفت: بس کنین تو المپیاد که نبردین ازتون داره خون میره!!!!!

سارا با دیدن خون بیهوش شد!

وقتی چشاشو باز کرد دید تو یه اتاق تاریکِ ,بلند شد برق رو روشن کرد تا روشو برگردوند یه عکس بزرگه رنگی دید که عکس جونسو بود ,جونسو با یه لیوان شیر گرم وارد شد و گفت:

بسه!از بس نگاه کردی عکسم سیاه سفید شد

سارا:اخه چیزه......اِ نمیخوام؟

جونسو: چیرو نمیخوای؟تو خون دیدی یا ضربه خورده تو سرت؟؟؟؟

سارا: هان چی خون...؟خون؟

جونسو: بَه تو که دوباره غش کردی

سارا بعد از چند دقیقه به هوش اومد

سارا :من کجام؟چیشده؟

جونسو:جونه مامانت غش نکن دوباره !

سارا: اهان خون...؟تینا...؟جولی...؟ ای وای کجان ای هوار ای خدا...!!!!!!!!!!!!!!!!!!

جونسو:بسه چرا کولی بازی در میاری,خودشون عین خیالشون نبود!!اونوقت تو داری پرده گوشمو پاره میکنی!!

سارا: ای وای کوشن؟هان بگو کوشن من طاقتشو دارم مردن ؟کجا چه قطعه ای ؟بگو که بی یانگس شدیم بگو که لیدرمون پرپر شد!!!

جونسو: اووووو..... یواش امپر میسوزونیا!چیزی یادت نرفت که بگی؟

سارا: اِ چرا...سلام خوبی چطوری؟چه خبر چیکارا میکنی؟

جونسو: الهی بمیری تکیون این کیه انداختی به جونه من؟

سارا: اِ...منم دیگه سارا جی.ام.اس.تی!!

جونسو: وای! نه من فکر کردم تو جنیفر لوپزی؟

سارا: واقعااااا !!! تینا هم هی بهم میگفت منِ خر باور نمیکردم ,گفتم تینا راستی کوشن هان هان هان؟؟؟؟

جونسو:بیچاره تینا ببین چیکارش کردی که مثله من گفته شبیه جنیفری!!! رفتن با تکیونو چان بیمارستان!

سارا : امیدی هست؟

جونسو: نه!!تینا کچل شده و دستاش قطع شدن جولی هم رو ویلچرِ و پا نداره!

سارا: جدی؟

جونسو: پس نه پس الکی!چقدر تو پابویی واقعا جدی گرفتی قضیه رو؟

سارا یه نفس راحت کشید ودوباره با فریاد گفت: ای وای بدبخت شدم بیچاره شدم

جونسو: باز چی شد؟

سارا:هیچی میخواستم صدامو تست کنم !

جونسو: تاحالا کسی بهت گفته من اگه تکیونو وویونگو ببینم دارشون میزنم!؟

سارا:وا چرا مگه مریضی؟

جون: اخه ادم شریفی مثله تورو پیشم گذاشتن!

سارا: پس جسی و ملی کوشن..؟ نکنه اونا مردن؟

 جون: ای وای ای مامان...تو چرا به مرگو میر علاقه داری اخر یکی رو میکنه تو گور, با جونهو و نیکون و وویونگ رفتن دیسکو!!!

سارا: اِ...پاشو پاشو ما هم بریم

تلفن جونسو زنگ خورد

-الو...!!! چانسونگ بمیرین سقط بشین منو اینجا با این گذاشتینو رفتین

چان: سونبه حاله جولی وتینا خوبه وویونگ گفت ببریمشون دیسکو تو و سارا هم بیایین

جونسو: امری فرمایشی؟ نبود؟

جونسو: سارا پاشو پاشو که تینا مرد پاشو که میخوان جولی رو هم روش خاک کنن پاشو که من میخوام چانو تکینو بغلشون خاک کنم

سارا:بذار شیرمو بخورم الان سرد میشه

جونسو: نه که اون موقعه میگم بردن بیمارستان  خودتو میزنی حالا که میگم مردن میگی بذار شیرمو بخورم؟

سارا:خب مردن دیگه حالا من بیام زنده میشن؟ اون موقعه  هم جیغو ویغ کردم تا بگی چقدر دلسوز!

جون: من الان از دست تو سیاه نور میخورم

سارا: سیاه نور؟سیاه نور چیه؟ اهان همونایی که رو صحنه میزارن نور رنگی میده قرمز سبز ابی بنفش؟

جون: وای مامان ,من مامانمو میخوام

سارا:اخه دلت براش تنگ شد؟

جونسو تلفونو برداشت و به چان زنگید

_چان !این دیگه کیه پیشه من گذاشتین نمیاد

تینا گوشیو گرفت و به جونسو گفت:سلام ببخشید اذیتتون کرد؟

جون: کاش اذیت میکرد /چیکارش کنم نمیاد؟

تینا: خودتون اماده بشین و چراغا رو خاموش کنین و تظاهر کن داری با موبایل با یکی از بچه ها حرف میزنید و بگو خونه پر از سوسکه!!!

جونسو : باشه ممنون از همکاریتون اگه چان کاری نداره برم نقشه رو عملی کنم!!!

تینا: نه فعلا بای

جونسو اماده شد ورفت و برقا رو خاموش کرد که گفت: سارا من دارم میرم نمیای؟

سارا: نه!میخوام بخوابم

جون:باش

جونسو بعداز چند دقیقه تظاهر کرد که گوشیش داره زنگ میخوره و گفت:

سلام خوش میگذره وویونگ! اره دارم میام هنوز سوسک زیاد ایناهاش یکیش رفت تو اتاقت!! زیادن نمیشه کشتشون منکه تو اتاقم پُرِ من میرم تو اتاق نیکون امشب اره دارم میام بای

تا تلفنِ جونسو تموم شد سارا باجیغ پرید تو بغله جونسو و گفت:سوسک....!!!

جونسو: افرین زودتر اماده میشدی حالا بریم تا سوسکا نخورنمون

تاخود دیسکو جونسو سارا رو اذیت کرد وهی میگفت زیر پات سوسکه

                     *******************

وویونگ: امشب کی به من افتخار رقص میده...؟

ملی و جسی با هم داد زدن : من...!!من...!!

وویونگ: نبود کسه دیگه ای..؟

نیکون : منم بیام اوپاااا؟

وویونگ: خانما شرمنده من دوست دخترم هست با اون میرقصم نیکون جون پاشو که قرِ خشک شد

تینا: جولی مولی پاشو که از بس سِرُمو امپول دیدم همه رو پرستار میبینم که میخوان منو امپول بزنن منم دارم فرار میکنم ازشون ,پاشو که قر بدیم اینجا رو بترکونیم اهان بیا 2سانت چپ 3سانت راست بیا اه اه اه اوشجیلو موشجیلو

جونسو: تکیون جون با سارا حال کن من باید برم سوجو شفارش بدم

چان: جونهو ببین این تینا و جولی چه میلرزونن!!!

تکیون: ا..چشاتو درویش کن تا به سونا جکوزی نگفتم!!

جونهو: ملینا و جسیکا و سارا بلند شین شما ها هم برقصین پاشین همگی باهم  قرش بدیم

اون شب همه با هم رقصیدن البته همه از رقص تینا و جسی خیلی خوششون اومد

وهمینطور رپریه ملینا و غرور جولی

 اون شب زیاد خندیدیم چون جونسو ادایه سارا رو هی با وویونگ در می او ورد ...و اگه سارا نبود ما اینقدر نمیخندیدیم

جونهو: خانومایه جی.ام.اس.تی امشب مهمونه ماهستین تا فردا اتاقتونو مرتب کنیم

سارا : وای...نه سوسک داره من نمیام

وویونگ: اق راننده بزن کنار!

چان: چرا چیشده؟

وویونگ: سارا میخواد پیاده بشه

نیکون: بیخی وویونگ جدی نگیر

جونسو: چرا این سارایه شما اینقدر دیر گیره؟

ملی: دیر گیریش به شما رفته!!!

تا ملی اینو گفت منو جولیو جسی با نیکونو وویونگ خندیدیم

جونسو: مرض نیکون همسر وویونگ,همچنین شما اق وویونگ    میخوای بگم کی اون کیمچی هارو خورد؟ یابگم کی تو یاهو به جایه جونهو با دخترا چت میکنه؟

وو: اِ... چیزه جونسو عزیزم چه خبر دلم برات تنگ شده بود

تکیون:چی اون کیمچیا یه منو وویونگ خورد؟ اونارو یونا برام داده بود تازه نداده بود که من ازش کش رفتم

جونهو: چی تو به جایه من با دخترا چت میکنی؟

میگم چند روز دختر بهم میگه چرا نیومدی ؟

وویونگ:کجا؟

جونهو:کافی شاپِ چی چی نو!
وو: ا...حیف میرفتی خرِ اسمش لی هانا بود خشگل نبود ولی خر پول بود همش 36سالش بود

چان: سرمن که بلا نیاوردی؟

وو: نه فقط چند بار عطر زنونه زدم به لباست تا سونا باهات دعوا کنه!!!

چان:شرمنده  این دفعه تیرت به سنگ خورد براش اصلا مهم  نبود چون خودش باهزارتا هست

جولی: بهَ  بهَ چقدر پشته همو دارین!!!

تینا: مثله مائن

بالاخره بعد از چند ساعت بحث و جدل رسیدیم

تکیون: خب بفرمایین اینم خونه ی بهم ریخته یه2  پی ام

راست هم میگفت انگار بمب زده بودن  البته به جزء اتاقه وویونگ

جولی:خب چه جوری بخوابیم؟

جونسو: اتاقه من که سوسک داره رو بدیم به سارا!!

تینا رفت جلو ودستشو به عنوانه یه های فایو برد جلو وگفت:

هَه هَه  هَه هبسک!!!ایول به جونسو!!!

- اول از همه به من یه حمومه تمیز نشون بدین

جولی: وای این تینا دوباره وسواسش اوت کرد!!!

 چان: بله! پشته اتاقه پذیرایی

تینا:تنک یو چان سونگ جون!!!

تینا همون جور که چرتو پرت میگفت نشست روی مبل که یک دفعه جیغش به هوا رفت

مللللی:چیشد؟

تینا که قرمز شده بود از زیرش یه ریش تراشه بزرگ دراورد

جونهو با جدیت گفت: اِ...دستتون درد نکنه من چند هفتس دارم دنبالش میگردم!!!!

تینا که از درد به خودش میپیچید به فارسی گفت : از ماتحتم تشکر کن!!!

همه ی جی ام اس تیا زدن زیره خنده که وویونگ گفت : مگه چی گفت؟

ملی: هیچی هانی گفت قابلی نداره...!

حالا تو اون غوغا جسی باملی دعوا کرد که چرا به وویونگ گفته "هانی"

جسی: بازی بازی با دمه جسی هم بازی؟

ملی: تا چشات دولوپی بزنه بیرون هاهاهاهاهاها

جولی:اَه چقدر حرف میزنین بس کنین.

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 4 آذر 1390 02:06 ب.ظ